مدیران خودروعصر اعتبار

مهاجرت معکوس مُسکنی برای تمرکززدایی

عصر ساختمان- مهاجرت معکوس به عنوان پدیده ای جدید در قالب مهاجرفرستی در کلان شهری مانند تهران نمود یافته است، وجود جاذبه های شهری که حرکت جمعیتی از روستاها به شهرها را ایجاد کرده بود اینک با افزایش هزینه های زندگی با مهاجرت معکوس از شهرها به روستاها در حال شکل گیری است.

مهاجرت معکوس مُسکنی برای تمرکززدایی
نسخه قابل چاپ
شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷ - ۱۵:۲۵:۰۰

    به گزارش پایگاه خبری«عصر ساختمان» به نقل از ایرنا، مهاجرت در فرهنگ لغت نامه دهخدا به معنای ترک کردن دوستان و خویشان و خارج شدن از نزد ایشان یا فرار از ولایتی به ولایت دیگر از ظلم و تعدی، بریدن از جایی به دوستی جایی دیگر و همچنین ترک دیار گفتن و در مکان دیگر اقامت کردن، آورده شده است. اما در مفاهیم جامعه شناختی مهاجرت به عنوان یک پدیده اجتماعی در اعصار مختلف میان اقشار مختلف جوامع بشری مطرح بوده است که بر حسب زمان و تحولات محیطی و اجتماعی، شکل آن به صورت اختیاری و اجباری تغییر یافته، اما در تعاریف یک وجه مشترک دارند و آن ترک وطن و سکونت در دیاری دیگر با هدف دستیابی به زندگی و رفاه بیشتر است. تعریف دقیق از مهاجرت بر اساس داده های سرشماری به این قرار است که مهاجر فردی به شمار می رود که در فاصله زمانی دو سرشماری شهر یا آبادی محل سکونت خود را به شهر یا آبادی دیگر تغییر داده باشد. افرادی مهاجر در شهر تهران هستند که در سرشماری میان سال های 1390 تا 1395 از یک شهر یا آبادی دیگر وارد شهر تهران شده و در آن ساکن باشند.

    رشد فزاینده صنعت و گسترش روزافزون شهرنشینی موجب شد تا مهاجرت آن هم از نوع روستا به شهر در عرصه جوامع مختلف بشری افزایش یابد. پدیده مهاجرت به عنوان یک حرکت جمعی محسوب می شود که فرد مهاجر به دلیل سلسله مراتبی از ارزش ها و اهداف خویش تصمیم به حرکت از یک مکان به مکانی دیگر می گیرد و نتیجه نهایی این حرکت، تغییراتی در ساختار ترکیب جمعیتی جوامع مهاجرپذیر و مهاجر فرست می شود.

    امروزه الگوی مهاجرت منعکس کننده روند اقتصاد جامعه است. مهاجرت معکوس نیز به عنوان پدیده ای نسبتا نوین در برخی از جوامع مطرح است به عنوان مثال در طول چند دهه اخیر به دلایلی از جمله جاذبه های شهری، اشتغالزایی و وجود امکانات رفاهی، تفریحی و تحصیلی در سطح بالا شاهد مهاجرت از روستاها به شهرهای بودیم در حالیکه در حرکات برگشتی مهاجرت (مهاجرت معکوس) از کلان شهرها به شهرها و از شهرها به روستاها این جابجایی رخ می دهد.

    بررسی عوامل تاثیرگذار و تاثیرات مختلف این رخداد اجتماعی مقوله ای است که بنوبه خود دارای نکات مثبت و منفی است. در این گزارش پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا در گفت و گو با علی قاسمی اردهایی عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور و کارشناس حوزه مهاجرت در ایران، به بررسی عوامل تاثیرگذار و تاثیرات مختلف شکل گیری این پدیده اجتماعی در شهر تهران پرداخته است. که در متن زیر این گفت و گو آمده است:

    علی قاسمی اردهایی درباره مهاجرت معکوس و تاثیرات اجتماعی آن اظهار داشت: اگر بخواهیم تعریفی ساده و مفید از مهاجرت معکوس ارایه دهیم می توان گفت، مهاجرت معکوس هرگونه تغییر بلند مدت محل اقامت از مبدأهای شهری به مقصدهای روستایی است. البته به کارگیری اصطلاح عامه «مهاجرت معکوس از شهر تهران» با تعریف علمی که اشاره شد هم خوانی ندارد. وقتی مهاجرت معکوس از شهر تهران مطرح می شود، منظور مهاجرت از شهر تهران به سایر نقاط شهری و روستایی خارج از محدوده شهر تهران است.

    برخلاف تصور عمومی، خالص مهاجرت (حاصل تفریق «تعداد افرادی که منطقه مشخصی را طی دوره زمانی معین ترک می‌کنند» از «تعداد افرادی که طی همان دوره زمانی وارد منطقه مذکور می‌شوند») شهر تهران که در سه دهه گذشته بررسی شده، منفی بوده است. یعنی تعداد مهاجران خارج شده از شهر تهران بیشتر از تعداد وارد شده ها بوده است. خالص مهاجرت شهرستان تهران (که تقریباً شهر تهران را شامل می شود) از سال 1375 تا سال 1385منفی 360 هزار تن بوده است. یعنی در این مدت بطور متوسط سالانه 36هزار تن از جمعیت شهرستان تهران ازطریق مهاجرفرستی کاسته شده است. در بین سالهای 1365 تا 1375 نیز خالص مهاجرت شهرستان تهران منفی 461 هزار تن بود. براساس نتایج سرشماری های عمومی نفوس و مسکن، جمعیت کلان شهر تهران در سال 1385 هفت میلیون و 705 هزار تن، درسال 1390 هشت میلیون و154 هزار تن و در سال 1395 هشت میلیون و 693 هزار تن بوده است که نشان می دهد رشد جمعیتی شهر تهران به واسطه عوامل جمعیتی دیگر (میزان های موالید و مرگ و میر) و یا تغییرات احتمالی در تقسیمات سیاسی شهر تهران (ادغام مناطق دیگر در شهر تهران) بوده است. این امر در زمینه استان تهران نیز تا حدودی صدق می کند.

    براساس سرشماری های انجام شده در ایران، خالص مهاجرت استان تهران تا سرشماری 1390 مثبت بود و همواره بیشترین خالص مهاجرت را در بین استان های کشور داشت. اما در سرشماری 1390 خالص مهاجرت استان تهران منفی شد. علت این امر به تفکیک استان البرز از استان تهران برمی گردد. در واقع دلیل مثبت و بالا بودن خالص مهاجرت استان تهران تا سال 1390 به خاطر مهاجرپذیری استان البرز به ویژه شهرستان کرج بوده است که خالص مهاجرت استان تهران را مثبت نشان می داد. در سرشماری 1390 استان البرز بیشترین خالص مهاجرت مثبت را در بین همه استان های کشور دارد. البته در مورد سرشماری سال 1395 به دلیل اینکه کار تحلیلی روی این داده ها انجام نداده و از صحت این داده اطمینان ندارم، نمی توانم در مورد داده های ارائه شده در سرشماری 1395 ارزیابی داشته باشم. مطالب و نظریات ارائه شده بیشتر براساس نتایج سرشماری های پیش از سال 1395 مطرح می شود.

    ** عوامل موثر در مهاجرت معکوس
    اگر بخواهیم یک جمع بندی جامع از عوامل موثر در مهاجرت معکوس از شهر تهران را ارایه دهیم، می توان به سه عامل اساسی و مهم اشاره کرد:
    1- دافعه های شهر تهران که مربوط به هزینه های بالای زندگی افراد، هزینه بالای خرید و یا اجاره مسکن، کاهش درآمد خانوار، فشارهای روحی و روانی، گسترش ناهنجاری های اجتماعی، آلودگی هوا، ترافیک سنگین و مشکلات مقطعی آب و برق.

    2- جاذبه های دیگر نقاط کشور مثل هزینه زندگی پایین تر از شهر تهران، ارزانی زمین و مسکن، پاکی هوا، ترافیک سبک و ... که در نهایت شهرهای کوچک و یا روستاها و حتی استان دور دست را به عنوان مقصد مهاجرت انتخاب می شود.

    3- توسعه شبکه حمل و نقل بین شهری که می توانند مسافت های طولانی را برای افراد که محل سکونت خود را خارج از تهران انتخاب کردند، برای رسیدن به محل کار خود در تهران نزدیک کرده و رفت و آمد داشته باشند.

    ازلحاظ ضریب تاثیرگذاری، دافعه های شهر تهران بیش از دو عامل دیگر می تواند در مهاجرت معکوس شهر تهران تاثیرگذار باشد. بالای 70 درصد مهاجرت های معکوس به این عامل بستگی داشته و جاذبه های دیگر مناطق شهری و روستایی و شبکه های حمل و نقل بین شهری نیز در اولویت بعدی قرار می گیرند. در زمینه عوامل دافعه های شهر تهران، به ترتیب اولویت می توان مشکل تهیه مسکن (خرید یا استیجاری)، هزینه های زندگی، مشکل ترافیک شهری و آلودگی هوا را ذکر کرد که در مهاجرت فرستی مردم از پایتخت تاثیرگذار هستند.

    بیشترین تعداد مهاجران معکوس از شهر تهران یا به عبارتی سرریز جمعیت پایتخت به سمت شهرستان های استان تهران از جمله شهریار، ورامین واسلامشهر است و در بین استان ها نیز به ترتیب: البرز (در صدر آن شهرستان کرج)، گیلان، مازندران، آذربایجان شرقی، خراسان رضوی و اصفهان بیشترین مهاجران معکوس از شهر تهران را در خود جای داده اند.

    با وجود اینکه تا اواخر دهه 90 وضعیت اقتصادی کشور نسبت به شرایط کنونی در شرایط خوبی قرار داشت، خالص مهاجرت شهر تهران همچنان منفی بود. باتوجه به وضعیت اقتصادی کنونی کشور، انتظار بر این است شدت مهاجرت معکوس از تهران اضافه گردد. زمانی که اقتصاد روند رو به رشدی دارد، شهرنشینی و پایتخت نشینی نیز از سرعت رو به بالایی برخوردار است و زمانی که ما شاهد رکود اقتصادی هستیم، شهرنشینی روندی کند و حتی معکوس خواهد داشت. براساس مطالعات و مشاهدات میدانی، در زمان فعلی مهاجرت از شهر تهران بیشتر هم شده است و با توجه به این روند انتظار می رود در سال های آتی نه تنها ادامه دار باشد، بلکه بر شدت مهاجرفرستی از شهر تهران نیز افزوده شود.

    با تحلیل آمار مهاجرت سال های گذشته، روند مهاجرت به شهر تهران به صورت مرحله ای بوده است. یعنی در مرحله نخست مهاجران به شهرهای اطراف تهران مانند شهریار، اسلامشهر، ورامین و... مهاجرت می کردند، سپس به تدریج وارد شهر تهران می شوند. با توجه به شرایط کنونی و وجود فشارهای اقتصادی بر مردم، انتظار می رود مهاجرت معکوس از تهران نیز به صورت مرحله ای انجام گیرد. یعنی در مرحله اول از پایتخت به شهرهای اطراف (داخل استان تهران) و سپس از این مناطق به شهرها و روستاهای دوردست مهاجرت خواهند کرد.

    ** مهاجرت در مناطق 22 گانه تهران
    براساس پژوهشی انجام شده از داده ها و نتایج آماری سرشماری (عمومی نفوس و مسکن) سال های 1385 و 1390 از مناطق 22 گانه پایتخت،(که در حال حاضر زیر چاپ است) نشان می‌دهد مهاجران از استان های مختلف بیشتر مناطق چهار، پنج و 6 را به عنوان مقصد مهاجرتی خود انتخاب کرده اند. مهاجران از استان های آذربایجان شرقی، خراسان های جنوبی، شمالی و رضوی، سمنان، لرستان، مرکزی و همدان منطقه 4 شهرداری، مهاجران از استان های البرز، بوشهر، تهران، چهار محال و بختیاری، خوزستان، قزوین، کرمانشاه و هرمزگان منطقه پنج شهرداری، مهاجران از استان های آذربایجان غربی، اصفهان، زنجان، فارس، قم، کرمان و مازندران منطقه 6 شهرداری، مهاجران از کهگیلویه و بویر احمد منطقه هفت، مهاجران گیلانی منطقه 10 و در نهایت مهاجران از اردبیل و ایلام منطقه 15 را بیشتر به عنوان مقصد مهاجرتی خود در تهران انتخاب نموده اند. مناطق سه، هشت، 9، 11، 12، 13، 20، 21 و 22 شهر تهران جاذبه کمتری برای جذب مهاجران از سایر استان های کشور دارند. متاسفانه در خصوص مهاجرت معکوس به تفکیک مناطق 22 گانه پایتخت آماری در دسترس نیست، ولی به نظر من با توجه به شواهد و مطالعات میدانی همین مناطق چهار، پنج و 6 میتوانند بیشترین تاثیرپذیری از مهاجرت معکوس را داشته باشند.

    ** تاثیر خط فقر در مهاجرت معکوس
    براساس جدیدترین آمار اعلام شده از سوی اقتصاددانان، خط فقر در شهر تهران برای یک خانوار معمولی حدود پنج میلیون تومان است. یعنی خانوار معمولی که کمتر از این مقدار درامد ماهانه دارند به دلیل عدم تامین حداقل های زندگی خود مانند تامین مسکن و پوشش هزینه های زندگی، بیشتر در معرض مهاجرت معکوس قرار گرفته اند که در گام اول این گروه مشمول شرایط خروج از شهر تهران هستند.

    با توجه به اینکه جمعیت کلان شهر تهران متاثر از بخش صنعت بوده و بخش قابل توجهی از جمعیت شهری نیز در این بخش فعال هستند، قطعا با کاهش تولید و یا ورشکستی برخی از صنایع، افراد شاغل در این بخش بیکار می شوند. در این شرایط این گروه اجتماعی به دلیل کاهش درآمدهایشان مجبور به مهاجرت از تهران می شوند.

    یکی از اهداف اصلی سیاستگذاران و برنامه ریزان شهر تهران کاهش تراکم جمعیت و تقویت و تسریع روند مهاجرت معکوس از شهر تهران است و بروز این پدیده اجتماعی را امری مثبت و مبارک تلقی می کنند. ولی باید توجه کرد اگر این حرکت به صورت اجباری انجام شود، اثرات چندان مطلوبی را نخواهد گذاشت.

    چنانچه یک دهه پیش در دولت دهم، براساس دستورالعمل ابلاغی به کارکنان دولتی که از شهر تهران به دیگر شهرهای کشور مهاجرت می کردند پاداش های تشویقی از جمله قطعه زمین و یا واحد مسکونی در شهر مقصد اعطا می شد. اما با گذشت چند سال تعداد قابل توجهی از این کارکنان بعد از دریافت و یا عدم تحویل مشوق ها، دوباره به تهران بازگشتند که نشان از شکست اجرای این طرح اجباری بود.

    ** جمعیت شناور شهر تهران
    علاوه بر جمعیت مهاجر که جزو جمعیت ساکن شهر تهران محسوب می شود، جمعیت شناوری هم در شهر تهران است که جزو جمعیت ساکن پایتخت محسوب نمی شود. در واقع این جمعیت افرادی هستند که محل کار و تحصیل شان در شهر تهران است اما در خارج از شهر تهران ساکن هستند که به صورت مداوم در طول سال به این شکل فعالیت داشته و به شهر تهران رفت و آمد دارند. این جمعیت شناور حجم قابل توجهی از جمعیت شهر تهران را به خود اختصاص داده اند. براساس داده های سرشماری سال 1390 تعداد این جمعیت در شهر تهران حدود 170 هزار تن برآورد شده است. یعنی روزانه 170 هزار نفر به دلیل محل کار و تحصیل به تهران رفت و آمد دارند. در واقع این گروه جمعیتی هستند که موجب شکل گیری و ایجاد شهرک های خوابگاهی در اطراف شهر تهران (در اسلامشهر، رباط کریم، شهریار و کرج) شده اند. تأملی در میزان ترافیک ایجاد شده در مسیرهای تهران – کرج، تهران- اسلامشهر و غیره در شروع و پایان ساعات کاری نهادهای خصوصی و دولتی، اثرگذاری جمعیت شناور شهر تهران را به خوبی نشان می دهد.

    گروه دیگر از جمعیت روز شهر تهران را مسافران، گردشگران، میهمانان و بازدید کنندگان فصلی تشکیل می دهند که به صورت موقت در شهر تهران رفت و آمد دارند و مدت اقامت و زمان سفر بعدی شان قابل پیش بینی نیست که جزو جمعیت شناور محسوب نمی شوند. در اصل این دو گروه از جمعیت در شهر تهران هستند که در افزایش جمعیت روز شهر تهران بسیار موثر هستند.

    ** عدم تمایل به مهاجرت از آینده نگری به مخاطرات
    عوامل مخاطره انگیزی مانند سکونت روی خط گسل زلزله و یا اقامت در مجاورت آتش فشان ها مانند کوه دماوند تاثیر قابل توجهی در ایجاد انگیزه و آینده نگری برای ساکنان تهران به منظور مهاجرت از تهران تاکنون ایجاد نکرده است. متاسفانه در ایران کمتر دیدگاه آینده نگری از وجود مخاطرات طبیعی وجود دارد که موجب حرکتی از نوع مهاجرت را در افراد ایجاد کند. چرا که مردم ایران بیشتر به زمان حال اهمیت می دهند و در مواجه با احتمالات بروز خطر در اینده بی توجه هستند. حتی این موضوع در مطالعات میدانی محققان هم تاکنون دیده نشده است که در نظرسنجی از مخاطبان بپرسند که در صورت بروز مخاطرات پیش رو آیا حاضر به مهاجرت از شهر محل سکونت خود خواهند بود؟ متاسفانه مشکلات روزمره مردم چنان زیاد است که اجازه فکر کردن به مخاطرات بلندمدت پیش رو داده نمی شود.

    ** سیاست های تشویقی برای مهاجرت معکوس
    جریان مهاجرت حامل نکات مثبت ومنفی برای مناطق مبدأ و مقصد است. اما مهاجرت معکوس از تهران به طور کل جنبه مثبتی دارد. از یک طرف باعث توازن تراکم جمعیتی شهر تهران شده و اثرات منفی حاصل از تراکم جمعیت تعدیل خواهد شد، از سویی دیگر با انتقال جمعیتی موجب توازن جمعیتی شهرها و روستاهای کم جمعیت خواهد شد که همین تناسب تراکم جمعیت پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی به همراه خواهد داشت. در این مسیر باید به دنبال راهکارهایی بود تا این روند مهاجرت معکوس از تهران تشدید شود. به همین منظور با اعمال یکسری سیاست گذاری تشویقی حتی می توان جمعیت ساکن شهر تهران را به انگیزه رفتن به دیگر مناطق تشویق کرد.

    در یک تقسیم بندی کلی می توان سیاست های مهاجرتی را در دو دسته جای داد: سیاست های مستقیم و سیاست های غیر مستقیم. سیاست های مستقیم که آشکارا برای تغییر روال مهاجرت طرح ریزی شده و الگوهای اقامت و جابجایی را شامل می شود. سیاست های غیرمستقیم عموماً هدفشان بهبود بخشیدن به شرایط موجود در مناطق مبدأ و بوجود آوردن کوچگاه های متفاوت از قبیل شهرهای میانی برای جذب مهاجران شهرهای بزرگ و کلان شهرها می باشد.

    تا زمان انقلاب اسلامی سیاست مهاجرتی خاصی در تهران اعمال نشده بود. در برخی موارد برنامه و اندیشه سیاست مهاجرتی مطرح ولی عملیاتی نشد. بعد از انقلاب اسلامی مقررات خاصی برای اسکان و اشتغال افراد در تهران به اجرا گذارده شد. در آن زمان خرید واحد مسکونی، مجوز اشتغال و حتی ثبت نام فرزندان در مدارس موکول به ارائه دفتر بسیج اقتصادی خاص آن شهر یا منطقه شد. چون خرید واحد مسکونی نیز در تهران بدون داشتن دفترچه بسیج اقتصادی ممنوع بود، عملاً مهاجران به تهران به جای سکونت در آن شهر در شهرک ها و آبادی های پیرامونی مستقر شدند و به جای افزایش جمعیت شهر تهران موجب افزایش آبادیهای پیرامونی آن شدند. همچنین تعیین محدوده 120 کیلومتری ممنوعیت ایجاد صنایع سنگین و آلوده‏زا در پیرامون شهر تهران و ایجاد شهرهای جدید در اطراف شهر تهران به صورت غیرمستقیم به کاهش بارجمعیتی تهران آن زمان انجامید.

    ارزیابی سیاست های مستقیم وغیرمستقیم مهاجرتی شهر تهران نشان می‏دهد هیچ کدام از سیاست های مذکور نتوانسته اند آن رسالتی که بر عهده داشتند، پیاده کنند. سیاست مستقیم مهاجرتی اولاً نتوانست به مدت زیادی اعمال شود و یک دوره زمانی محدودی را شامل شد و ثانیاً این سیاست ها باعث جذب مهاجران شهر تهران توسط شهرهای پیرامون آن همانند شهریار، اسلامشهر، ورامین، رباط کریم شدند.

    از راهکارهای پیشنهادی برای تشویق به مهاجرت معکوس از تهران و مانع از مهاجرپذیری شهر تهران می توان به موارد زیر اشاره کرد :
    1- می توان با اعمال سیاست هایی مهاجران طول عمر را از تهران به سوی شهرهای محل تولد خود مهاجرت داد. در این مورد می توان از فضای مجازی برای ایجاد انگیزه روانی در این افراد استفاده کرد. در نخستین سرشماری شهر تهران (سال 1246) حدود 75 درصد این جمعیت غیر بومی بودند که در اصطلاح جمعیت شناسی به این جمعیت غیربومی ساکن «مهاجر طول عمر» گفته می شود. یعنی افرادی که در یک منطقه دیگر از شهر تهران متولد شده اند و در حال حاضر در شهر تهران ساکن هستند. نسبت این مهاجران طول عمر از جمعیت شهر تهران نیز با افزایش جمعیت شهر تهران رعایت شده و در حال حاضر می توان گفت که نزدیک 50 درصد جمعیت شهر تهران را مهاجران طول عمر تشکیل می دهند. باتوجه به رویکردهای جامعه شناسی و روانشناسی، می توان عنوان کرد که این افراد تعلقات یک فرد بومی را نسبت به شهر تهران نداشته و با برنامه ریزی مناسب می توان تمایل این افراد به مهاجرت معکوس از شهر تهران به مقصد زادگاه و موطن خویش را جلب کرد.

    2- با حذف و کاهش مشاغل کاذب در سطح شهر تهران، جاذبه های کاذب شهر تهران فروکش کرده و زمینه های مهاجرت شانسی و تصادفی افراد به این شهر کاهش می یابد.

    3- با مطالعه همه جانبه و ایجاد زمینه ها و بسترهای تشویقی و تعامل با سایر نهادهای دولتی و خصوصی، می توان زمینه های انتقال نهادها و سازمان های دولتی و خصوصی را از تهران به سایر مناطق کشور فراهم آورد. این انتقال می تواند هم جابجایی کل نهاد و سازمان و هم کارکنان آن را شامل شود. گرچه نتایج مطالعات در زمینه سیاست های تشویقی دولت دهم جهت خروج کارمندان از شهر تهران، نشان داد مشوق های اقتصادی، اجتماعی، اداری و سازمانی دولت تمایلات کم و خیلی کمی در کارمندان مورد بررسی جهت مهاجرت از شهر تهران به سایر مناطق کشور به وجود آورده است با شکست مواجه شد، اما با تدوین یک برنامه تشویقی بلند مدت و منعطف می توان گام های خوبی در این زمینه برداشت.

    4- ایجاد کار و فعالیت و پاسخگویی مناسب در شهرهای مبدا انجام شود تا مانع از حضور روزانه جمعیت شناور و سرگردان در سطح شهر تهران شود. در این مورد می توان با استفاده از فضای مجازی و اینترنت با برنامه ریزی و کارهایی مانند دورکاری از حضور جمعیت سیال در شهر تهران جلوگیری کرد.

    برچسب ها
    پورسعیدخلیلی